اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک
در آستانه ايام فاطميه؛ سايت خبري تحليلي «سلام
شيعه» بدون تذكر قبلي فيلتر گرديد! اين بقية الله؟
| نوشته شده توسط Ali, روشن 25 اسفند 1387,ساعت 10:03:27 آقای www.borqae.veb.ir کتابی که گفتی مطالعه کردیم ولی متاسفانه بسیار مسخره به کل موضوع نگاه کرده بود و معلوم بود نویسنده این کتاب هر کسی که بوده بسیار جاهل و کم عقل بوده و من بعید میدانم و به نظر من غیر ممکن است که نویسنده این چرندیات قبلا شیعه بوده باشه چون این آقا تمام ادعیه شیعه رو بر این مبنای (غیر شیعی) که کسی مثل پیامبر و ائمه بعد از شهادتشون از این دنیا کاملا بیخبرند رد کرده که اصلا بر خلاف اعتقادات مذهب شیعه است.بعد این جاهل بدبخت دعا کردن هر کسی رو غیر از پیغمبر (ص) بدعت شمرده که مخالف آیات قرآنه. یا مثلا در صفحه 41 آورده((در حالی که قرآن میگوید: هیچ کس از حال بنده و گناه او مطلع نیست جز خدای او (جل جلاله): )) من می خواهم از این عالم جاهل بپرسم تا الان قرآن خوندی؟ احیانا سوره توبه آیه 105 رو خوندی؟((و بگو (هر کاری میخواهید) بکنید ، که خداوند عمل شما را خواهد دید و نیز پیامبر و مومنان و.....)). یا مثلا در صفحه 47 آنجا که گفته ((خامساً، انبیاء دعوت به عشق خدا نکردند و یک کلمه در قرآن: «یا أیها العاشقون» نیست، و خدا بندگان را به عشق خود ترغیب نکرده است.پس آنچه شاعران و صوفیان و احمقان مدعی عشق خدا شدهاند برخلاف کتاب آسمانی است، و موجب کفر و زندقه میباشد. )) باید به این آدم جاهل دور از قرآن گفت که تو که خود را عالم میدانی لا اقل یکبار هم که شده قرآن را بخوان تا حداقل جلوی افراد غیر عالم ضایع نشوی امروز برو آیه 165 سوره بقره رو بخون که خداوند متعال فرموده :((.....و کسانیکه به خدا ایمان آورده اند نسبت به او محبت شدید دارند .....)) آیا به نظر این آقا که اسم خود را عالم گذاشته محبت شدید چه معنی میدهد؟ یا مثلا در صفحات 48 و 49 بر علیه مناجات خمس عشر گفته که((...«مریدا وجهک». یعنی: من ارادة صورتت را دارم، و در مناجات هشتم میگوید: «وصلک منی نفسی»، یعنی، وصل تو آرزوی من است، و «رؤیتک حاجتی»، یعنی دیدن تو حاجت من است.....«وأقر أعینا برؤیتک»، چشم ما را بدیدن خود روشن کن. ما این چند کلمه را از باب نمونه آوردیم و گرنه در این مناجاتها اصطلاحات رکیک و زشت صوفیانه بسیار است..)) به آن آقای عالم بگویید قرآن بخواند آیه 38 سوره روم ((....ذلک خیر للذین یریدون وجه الله و اولئک هم المفلحون)) یا آیه 54 سوره فصلت:(( آگاه باشید که کافران از ملاقات خدای خود در شک هستند و ...)) یا آیه 31 سوره انعام :((بدرستی کسانی که ملاقات خدا را تکذیب میکنند در زیانند...)) و یا آیه 6 سوره انشقاق آیه 10 سوره سجده و ...... یا در صفحه 51 میگوید:((...و چگونه والیانش را ارکان مقاماتش قرار داده؟! اصلاً خدا احتیاج به والیان امر ندارد، و هیچ بشری ارکان مقامات الهی نمیشود،...)) اولا که همه میدانیم که خداوند به هیچ کسی احتیاجی ندارد حتی پیامبران. ولی بعضیها را واسطه کاری قرار میدهد مانند فرشتگان که در بسیاری از امر عالم نقش دارند در حالی که خداوند به هیچ کدام احتیاجی ندارد ولی در عوض دشمنی با ملائکه را همردیف با دشمنی خدا وکفر ذکر نموده است(آیه 98 سوره بقره) و نیز پیامبران را با اینکه نیازی به آنها ندارد با این حال واسطه قرار داده و اطاعت انها را واجب نموده این مطلب در مورد والیان امر نیز صدق میکند و اطاعت از پیامبر و موالیان امر ، همردیف اطاعت از خداوند آمده مانند آیه 59 سوره نساء : (( ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و موالیان امر را اطاعت کنید...)) و نیز در آیه 83 سوره نساء دستور به رجوع به پیامبر و موالی امر شده است و یا گفته:((نویسنده گوید: تعجب میکنم از بعضی عرفان بافهای خرافی زمان ما که در دعاهای وارده آن همه اظهار گناه و تقصیر و کمال ذلت ائمه را در پیشگاه حق تعالی دیده و همه را نادیده گرفته و آنان را معصوم فرض میکنند. ولی اگر دو کلمه قلمبه و مطابق عرفان بافیهای خود ببینند به آن نظر دوخته و از آن مقامات عرفانی میتراشند. مثلاً در همین مناجات ماه شعبان که حضرات ائمه میخواندهاند یکجا میگوید: «وقفت بین یدیک مستکیناً لک متضرعاً» یعنی، خدایا در پیشگاه تو ایستاده در حال بیچارگی و زاری. «فقد جعلت الإقرار بالذنب إلیک وسیلتی»، خدایا اقرار به گناه را به سوی تو وسیله ی خودم قرار دادهام،)) من واقعا با خواندن این مطلب به عقل این نویسنده شک کردم یعنی یا مخش تعطیله یا واقعا کوره و آیات رو نمیبینه یا واقعا نمیفهمه یا اینکه خودشو به نفهمی زده تشخیصش با شما. اینکه ائمه(ع) همیشه در محضر خداوند متعال خودشونو ذلیل و مسکین و گنهکار خطاب کردند از فروتنی وخشوع فراوان آنها بوده و گر نه پیامبر واهلبیت به حکم خدا و قرآن کاملا معصومند و خود خداوند میگه که خواست خداوند بر اینه که شما اهلبیت رو از هر گناه و پلیدی و زشتی دور کنه. وقتی که خواست خداوند اینه آیا کسی میتونه نعوذ بالله مانع خدا بشه و آیا شخص بی عقل و کافری مثل تو میتونه اینو انکار کنه آیه 33 سوره احزاب:((انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا)) و یا این بیخرد گفته((اولاً، رسول خدا در غدیر خم آنچه مورخین نوشتهاند مردم را جمع کرد و ایشان را به دوستی حضرت امیر امر نمود، و جملهای در خلافت نفرمود، و اگر میخواست خلافت را بیان کند خود فصیحترین مردم بود باید بگوید: «علی خلیفتی بعد وفاتی»، در حالی که این جمله را نفرمود. ثانیاً، بقول فرزند امام حسن مجتبی حسن مثنی: «اگر چنین نصبی بوده و خود حضرت امیر هیچ اقدامی نکرده و همان ساعت وفات رسول بیان و اقدامی ننموده مقصر اول خود آن حضرت است)) من از توی بیخرد چند سئوال دارم 1- به عقل ضعیف تو پیامبر بیکار بوده که در آخرین حج خود چند هزار نفر را جمع کند و بگوید که من با علی دوست هستم؟ 2- مگر همه نمیدانستند که پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) با هم دوست بودند و به هم خیلی علاقه داشتند؟ 3- به فرض که اظهار دوستی بوده لزوم این اظهار دوستی در آنجا چه بوده ؟ 4- اگر فقط به عقل شما اظهار دوستی بوده چرا به نقل تاریخ همه آمدند با علی (ع) بیعت کردند و تبریک گفتند ؟ 5- آیا پیامبر (ص) میدانسته در آنجا چه بگوید یا تو ؟ 6- در مورد اینکه گفته اید خود علی (ع) اقدامی نکرده آیا مگر حضرات خلیفه اجازه دادند که بعد از دفن پیامبر (ص) اقدامی صورت گیرد؟. مگر علی (ع)حضور داشتند که از حق خود دفاع بکند؟ اتفاقا بهترین ترفند همین بود که تا علی (ع) مشغول دفن وکفن پیامبر (ص) است کار خودشان را بکنند. متاسفانه این نوشته آنقدر چرندیات دارد که واقعا باید یک کتاب کامل در رد آن نوشت. با توجه به چرندیات جاهلانه این شخص کاملا برای من مشهود است که نویسنده آن نه عالم بوده و نه شیعه آقای www.borqae.veb.ir اینو بدان که خودتی... |
