| تقدیم به قلب پر درد رقیه: |
|
|
| 22 بهمن 1386,ساعت 09:02:06 | ||||||
|
گريه ميكرد و بابايش را ميخواست. هر چه كردند آرام نگرفت. از سر شب همينطور بهانه بابا را ميگرفت. عمهاش هر چه تلاش كرد نتوانست آرامش كند. بلندبلند گريه ميكرد و بابا را ميخواست. كسي آمد و گفت: صداي اين بچه را خفه كنيد اميرالمومنين را آزرده خاطر كرده است... تقدیم به قلب پر درد رقیه: گريه ميكرد و بابايش را ميخواست. هر چه كردند آرام نگرفت. از سر شب همينطور بهانه بابا را ميگرفت. عمهاش هر چه تلاش كرد نتوانست آرامش كند. بلندبلند گريه ميكرد و بابا را ميخواست. كسي آمد و گفت:" صداي اين بچه را خفه كنيد اميرالمومنين را آزرده خاطر كرده است". "اما ، گريه بازهم گريه بازهم گريه. من هم پر حرف شده بودم. تمام حرفهايش را ريخته بود توي من تا گوش شنوا برايشان پيدا كنم. ولي او جز براي بابا براي كس ديگري درددل نميكرد. دخترك آرام اين چند روزه ناآرامي شب خرابهها شده بود. همان مرد دوباره برگشت و گفت: «اين بچه چه ميخواهد كه گريه ميكند؟» زني گفت: «آنچه شما از او گرفتهايد را ميخواهد، بابايش را» مرد برگشت هنوز چند دقيقهاي از رفتن او نگذشته بود كه با تشتي برگشت روي تشت را پارچهاي قرمز پوشانده بود. بلند شد و به سمت مرد دويد. وقتي تشت را ديد گفت: «من كه غذا نخواسته بودم» مرد تشت را روي زمين گذاشت و گفت: «اين همان چيزي است كه خواسته بودي» كنار تشت نشست. پارچه را كنار زد. ضربانهاي شديد قلب كوچكش تكانم ميداد. -بابا سلام. بابايي، كجا بودي اينقدر گريه كردم. چرا نيومدي؟ بوي بابا را حس كردم و بعد خودش را. بابا سرش را روي سينة دختر گذاشت يا… دختر سر بابا را بغل كرده بود. من هيچ وقت بوي بابايش را اشتباه نميگيرم. -بابا اين همه تو سر منو گذاشتي روي سينه ات اين دفعه من سر تو ميذارم روي سينهام. اين همه تو برام قصه گفتي حالا من برات قصه ميگم. قصه رقيه كوچولو. قلب كوچكش تندتند ميزد. ششهايش پياپي پروخالي ميشدند. ديگر صداي گريهاش نميآمد. -بابايي ما رو اينقدر زدن كه نگو. ولي من اصلاً گريه نكردم. مردم اينجا خيلي بدن بابا. عمه رو هم زدن بهمون فحش دادن. سنگ و آشغال پرت كردن ولي باور كن گريه نكردم. گفتم اگه بابام بياد حساب همتونو ميرسه. او حرف ميزد ولي من خالي نميشدم كه هيچ پشت سرهم پرتر ميشدم. از غصه از حرفهاي جديد. فقط صداي او بود و صداي قلبش . -بابايي شما به من ياد داده بودي از دست كسي چيزي نگيرم، نگرفتمها. از كربلا تا اين جا هيچ چي نخوردم. الان زير اين آسمون پر ستاره ما از همه گشنهتريم. هيچ چيز نخورديم. فقط شلاق زياد خورديم. اينها جاش روي سينهام مونده. بعد دست روي من گذشت. درد تمام وجودم را گرفت. -ديدي بابا… چرا حرف نميزني؟ مگه تو قرآن نميخوندي. ديروز، پريروز. چرا هيچي نميگي؟ چرا دست نميكشي روي سرم بگي دختر گلم. دختر قشنگم… راست ميگفت من صداي قرآن خواندن او را شنيدم و شنيدم كه مردم به هم ميگفتند «حسين روي نيزه قرآن ميخواند «صداي تاب تاب قلبش زياد شده بود. نفسش هم كه نگو حرفها به جاي اينكه از من خارج شوند داخل ميشدند و جا را براي قلب كوچكش تنگ ميكردند.هر چه ميگفتم: «غصهها بيرون برويد سينه جاي قلب است» گوش نميدادند. -بابايي نگاه كن ببين. آجي و عمه رو. ديگه خسته شدن. مگه تو نگفته بودي به آجي چادر سركنه ولي اون الان چادر نداره خيليهاي ديگر هم ندارن. بابايي چرا هيچي نميگي؟ چقدر گريه كنم آخه؟ چشام داره ميسوزه. تشنهام. گشنمه. دلم برات تنگ شده. هجوم غصهها به درونم تپش قلب كوچكش را سخت كرده بود. با حرف زدن او غصهها كم نميشد بايد بابا حرف بزند تا آرام بگيرد. حسين چيزي بگو. حرفي بزن. رقيه كه هيچ، من ديگر تاب ندارم. مگر سينه دختر سه ساله چقدر جا دارد. -بابايي چرا فقط سرتو آوردن؟ پس دستات كجاست دستاي منو بگيري ببوسي؟ بابا اگه حرف نزني قهر ميكنم ها! - سلام بابايي چرا جواب نميدادي هر چي صدات ميكردم. غصهها كار خودشان را كردند قلبش سكوتي در درونم ايجاد كرد. سكوتي زجرآور. سر حسين از دستانش رها شد. سكوت فضاي درونم را حسين شكست. بالاخره بابا هم حرف زد: «انالله و انا اليه راجعون» داستان كوتاه نويسنده: مهدي قزلي
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6 |
||||||



پادشاه عربستان در اقدامي نمادين، از برخي كودكان مجروح كه به عربستان منتقل شده بودند، ديدار كرد و دستورهاي لازم براي آمادهسازي بيمارستانهاي عربستان و پذيرش زخمي شدگان غزه را صادر كرد.
تحقيقي پيرامون كلمه "مولي" در حديث غدير
اهل سنّت مي گويند كلمه مولي در حديث غدير
به معني اولويت داشتن نيست، بلكه به معني نصرت و محبّ...
اسامی 16 شهید و 37 مجروح ایرانی عملیات تروریستی کاظمین
يك عامل انتحاري كه كمربند انفجاري به خود بسته بود، خودش را در محل بازرسي زوار و در نزديكي مرقد ...
عنايت امير المومنين علي(ع) به آيت الله خزعلي
به قرآن تفال زدم تا جواب بگيرم. تصميم بر
اين گرفته شد كه به آمريكا سفر كنم. در آنجا ده بار گفتم: ...
غدیر؛ تأییدی بر مسئله ولایت از امام علی تا امام زمان(عج)
تاریخ اسلام پیوسته و مربوط به هم است، در
تاریخ ما هیچ انقطاع و گسستگى وجود ندارد و هیچ واقعه ا...
سایت سلام شیعه با بررسی مطالب و اخبار مربوط به گستره تشیع در جهان ، اقدام به ترویج و اشاعه اخبار و مقالات مذهبی ، در این پایگاه شیعی می نماید... انشاله با همکاری سایر دوستان ، با گسترش این پایگاه ، طیف گسترده ای از علاقمندان را با خود همراه خواهیم کرد.
عمده اهداف این پایگاه:
گالری مذهبی :صوتی و تصویری
سایت سلام شیعه از میان اندیشمندان حوزه و دانشگاه و همچنین
تمامی شیعیانی که می توانند در پر بار تر نمودن این پایگاه فعاليت نمایند، دعوت به
همکاری می نماید. علاقمندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل
This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it
مکاتبه، و يا با شماره 6446 110 0937 تماس حاصل نمایند. نيازهاي اين
پايگاه:
افراد مسلط به زبانهای خارجه ـ خبرنگار افتخاری ـ کاریکاتوریست
ـ نویسنده ـ ويراستار ـ عکاس خبری ـ طراح وب ـ برنامه نویس ـ گرافیست و...
جهت اشتراك خبري، عدد "يك" را به شماره 30006863004003 ارسال نماييد