| معماي يك خاندان |
|
|
| 30 مرداد 1387,ساعت 14:14:15 | ||||||
|
وهابيت به عنوان جنبش اسلامي، انشعابي از مذهب حنبلي، يكي از مذاهب چهارگانهي اهل سنت است كه افكار نادر آنان با هيچيك از ساير مذاهب اسلامي، اعم از سني و شيعه، سازگاري ندارد. هنگامي كه عبدالوهاب تحت تأثير افكار ابن تيميه قرار گرفت، آل سعود براي تحكيم پايههاي امارت خود ميكوشيد و اين انديشه را بهترين وسيله يافت. معماي يك خاندان الف ـ خوارج
انديشهي وهابي در گناه قلمداد كردن اعمال حسنهي مسلمانان، به خاطر ارتكاب به گناه و مباح دانستن خون و اموال آنها، دشمني سخت با علي (ع) و خاندانش، اخذ به ظاهر الفاظ قرآن بدون رعايت تفسير، كوشا بودن در عبادت و تقدس ظاهري، كافر پنداشتن بقيهي مسلمانان بجز خودشان، تراشيدن سرهاي خود و همه چيز را مستقيماً با خدا مرتبط دانستن، شرك دانستن دعا، شفاعت، توسل، ترس و ... خلاصه ميشود.
ب ـ احمد بن حنبل از علماي اهل حديث كه با استدلال عقل مخالف بوده است. تمسك شديد به شيوهي سلفيه، حرام دانستن علم كلام و توجه به ظاهر الفاظ قرآن و سنت نبوي و هرگونه سؤالي را بدعت ميدانست.
ج ـ ابن بطه عبدالله بن محمد معروف به ابن بطه، حنبلي بود و زيارت و شفاعت پيغمبر را انكار كرد و سفر براي زيارت را حرام دانسته و اعتقاد داشت شخص زائر به دليل معصيت، بايستي نماز را كامل به جا آورد.
د ـ بربهاري ابومحمد بربهاري معاصر ابن بطه علاوه بر منع زيارت قبور، براي خداوند اعضايي چون كف دست و انگشتان، دو پا با كفشي از طلا و گيسواني بلند قائل شد و ديدگاهي شديداً فرقهگرا و متعصبانه در قبال تشيع داشته است.
ه ـ ابن تيميه ابوالعباس احمد بن عبدالحليم، معروف به ابن تيميه در ميان پيروان احمد بن حنبل، مهمترين احياء كنندهي افكار او بود. مردي سرسخت در عقايد خود، تندخو و متعصب نسبت به مخالفان فكري و به جز نظريات خود، هيچكس را قبول نداشت. عقل را سبب ضلالت و گمراهي ميدانست و به الفاظ قرآن، حديث نبوي و فتاوي صحابه اكتفاء ميكرد.
و ـ محمد بن عبدالوهاب شيخ محمد فرزند عبدالوهاب نجدي كه وهابيت منصوب به اوست، در عيينه تولد يافت؛ پدرش از علماي شهر و او فردي اهل مطالعهي كتب و تفسير و حديث بود. فقه حنبلي را نزد پدر آموخت. آراءش برگرفته از ابن تيميه بود و با تأكيد بر افراطيگري، علاوه بر بحث نظري، به حيطهي عملي نيز روي آورد. او كتابي به نام توحيد نوشت و پايههاي نظري خود را در آن معرفي نمود.
گوشهاي از عقايد وهابيت آثار زير برگرفته از عقايد ابن تيميه است: 1. افزايش دايرهي بدعت به معني اينكه هر چه در زمان پيامبر (ص) و سلف صالح نبوده، بدعت است. 2. زيارت قبر پيامبر و قبور انبياء، صلحا و ديگر مشاهد مشرفه حرام و بدعت است. 3. ساختن ضريح و گنبد براي قبور پيامبر و امامان و ساختن مسجد در كنار آنها شرك و حرام است. 4. استمداد از انبياء و اولياء و صلحا، حساسيت زايدالوصفي داشته و شفاعت و توسل را حرام و توسل جوينده را مشرك و كافر ميدانند. 5. دست و پا و جسم براي خدا قائل بوده و معتقدند در آسمان مستقر است و اگر كسي به بودن خداوند در روي عرش و بالاي آسمان اعتقاد ندارد، بايد او را توبه داد و اگر توبه نكرد، بايد گردنش را زد. شيخ عبدالوهاب به عقايد ابن تيميه افزود و آنها را به حيطه عملي كشاند كه موارد زير را ميتوان نام برد: 1. به صرف دعوت اكتفا نكرد، بلكه با مخالفان با شمشير برخورد نمود و آن را مبارزه با بدعت نام نهاد. 2. وهابيان هرگاه بر شهري تسلط مييافتند، ضريحها، زيارتگاهها، مساجد ضريحدار و قبور مشخص را ويران ميكردند. 3. مصداق بدعت را به شكل شگفتانگيزي گسترش داده و هر چيزي در زمان پيامبر وجود نداشته، حتي نوشيدن قهوه را بدعت ناميدند (استفاده از تلويزيون، راديو و مظاهر تمدني جديد) اگر چه امروزه به عقايد خود عمل نميكنند. 4. گسترش دامنهي تكفير مسلمانان، كافر دانستن همهي مسلمانان به جز خودشان كه برگرفته از عقايد خوارج است. شيخ محمد بن عبدالوهاب خود را پيرو سلف صالح دانسته و ادعا نموده كه ميخواهد بدعتها را از بين ببرد و مسلمانان را امر به معروف و نهي از منكر نمايند. سلف صالح شامل سه نسل اول مسلمانان صحابه، تابعين و تابعين تابعين ميباشند. پيروان سلف صالح با مباحث عقلي و منطقي مخالفند، اما سلفيههاي بعدي مانند عبده، سلفيه در پاكستان و پيروان عرفان و تصوف نيز خود را پيروان سلف صالح دانسته، وليكن با عقايد وهابيت كاملاً مخالف هستند.
محمد بن عبدالوهاب و آل سعود و تشكيل حكومت وهابي پس از آنكه محمد بن عبدالوهاب از طرف پدر و برادرش سليمان رانده شد، به شهر عيينه رفت؛ اما عثمان حاكم شهر بر اثر تهديد امير احساء، او را از شهر بيرون راند و او به شهر درعيه كه امير آن محمد بن سعود بود رفت و به او قول داد كه با انديشههاي او و قدرت سياسي محمد بن سعود، به تمام نجد حكمراني خواهند كرد. در آن زمان مردم درعيه در تنگدستي و فقر به سر ميبردند، اما با حملاتي كه بعدها به شهرهاي ديگر نجد با تكيه بر انديشههاي وهابي نمودند، توانستند غنائم بسياري به دست آورده و ثروت بسياري جمع نمايند. علت اينكه ابن تيميه با همان عقايد محمد بن عبدالوهاب پيروز نشد را به دو دسته عوامل داخلي و نقش استعمار مربوط دانستهاند:
عوامل داخلي هنگامي كه عبدالوهاب تحت تأثير افكار ابن تيميه قرار گرفت، آل سعود براي تحكيم پايههاي امارت خود ميكوشيد و اين انديشه را بهترين وسيله يافت.
عوامل خارجي مستر همفر، جاسوس انگيسي كه شناخت مذهبي نسبت به اسلام داشت، عبدالوهاب را بهترين فرد براي ايجاد فرقهاي از اسلام كه بتواند تفرقه در خاورميانه (كشورهاي اسلامي) به وجود آورده و باعث يك جنگ دائمي در بين آنان شود يافت. طرح شش مادهاي كه به عبدالوهاب براي رسيدن به هدف خود داد عبارت است از: 1. تكفير همهي مسلمانان و مباح بودن خون هر كس كه وهابيت را نپذيرد؛ 2. خراب كردن كعبه، به دليل اينكه زماني جايگاه بتها بوده؛ 3. سرپيچي از فرمان عثماني و جنگ با آنان؛ 4. خراب كردن گنبدها، حرمها و مكانهاي زيارتي در مكه و مدينه و ساير شهرهاي مسلمانان، به بهانهي مظهر شرك بودن؛ 5. انتشار استبداد ترس و اغتشاش در شهرها و مناطق اسلامي 6. قرآني بايد منتشر كرد كه مقدار كم يا زيادي از احاديث در آن درج شده باشد. كه هدف آنها: 1. معرفي اسلام به عنوان يك دين بيروح و خشك و مرتجع (القاعده و طالبان در افغانستان) 2. گرويدن مسلمانان ساير فرق به وهابيت تا از روح واقعي اسلامي دور گردند 3. كوتاه كردن دست امپراطوري عثماني از نجد و شبه جزيره عربستان.
سرنوشت و افكار كنوني وهابيت با روي كار آمدن آل سعود، با دو نيرو مواجه بودند؛ يك، زمامداران ديني در نجد كه با هرگونه پديدهي تازهاي (تلگراف، تلفن، اتومبيل و ...) مخالف بودند و دوم، موج تمدني جديد كه بايستي يك تعديل در عقايد ديني را ايجاد ميكردند تا بتوانند دلارهاي نفتي را خرج نمايند؛ بدين ترتيب نووهابيت شكل گرفت. شرايط بينالملل بهخصوص اشغال افغانستان توسط شوروي، اين فرصت را به مقامات آل سعود داد تا مبارزهطلبي علماي وهابيت را به سوي افغانستان هدايت نموده و تحت عنوان جهاد با كفار روسي، براي نجات دارالاسلام متمركز نمايد تا ضمن خالي شدن احساسات جهادگرانهي آنان از گزندشان مصون بماند. سالهاي درگيري در افغانستان باعث تغيير در ديدگاههاي وهابيون گرديد و نسل سوم، وهابيت مدرن به وجود آمد و عربستان همواره سعي نموده كه فعاليت وهابيت در خارج از عربستان باشد تا خود در امان بماند و از آنها حمايتهاي مالي به عمل ميآورد و امكانات فراواني در اختيار آنها ميگذارد. وهابيت مدرن با حمايتهاي آمريكا به عنوان آلترناتيو انقلاب ايران مطرح گرديد. پس از واقعهي يازده سپتامبر، آمريكا احساس نمود كه ديگر ممكن است طالبان و وهابيت براي آنها مشكلساز شوند، پس «نقشهي راه» و «خاورميانهي جديد» را مطرح نمود. به نظر ميرسد اين جنبش كه با حمايت استعمار انگليس رشد نمود و با حمايتهاي آمريكا به حيات خود ادامه داد، ديگر براي آنها مصرف نداشته و آل سعود نيز خواستار جدا كردن خود از اين ايدئولوژي بوده و چنانچه فرصت لازم را به دست آورد، به اين امر اقدام خواهد نمود. نويسنده: سمانه - خان احمدلو
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6 |
||||||
سایت سلام شیعه از میان اندیشمندان حوزه و دانشگاه و همچنین
تمامی شیعیانی که می توانند در پر بار تر نمودن این پایگاه فعاليت نمایند، دعوت به
همکاری می نماید. علاقمندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل
This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it
مکاتبه، و يا با شماره 6446 110 0937 تماس حاصل نمایند. نيازهاي اين
پايگاه:
افراد مسلط به زبانهای خارجه ـ خبرنگار افتخاری ـ کاریکاتوریست
ـ نویسنده ـ ويراستار ـ عکاس خبری ـ طراح وب ـ برنامه نویس ـ گرافیست و...
جهت اشتراك خبري، عدد "يك" را به شماره 30006863004003 ارسال نماييد