اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک
در آستانه ايام فاطميه؛ سايت خبري تحليلي «سلام
شيعه» بدون تذكر قبلي فيلتر گرديد! اين بقية الله؟
|
|
| 13 مهر 1388,ساعت 18:45:34 | ||||||||||||
|
اشك آیتالله جوادی آملی «حضرت
آیتالله جوادی آملی» در درس تفسیر امروز خود، به یكی از شبهات جدید وهابیت درباره
مصائب حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ پرداختند، و بر مظلومیت ایشان اشك ریختند. به گزارش «سلام شیعه» به نقل
از ابنا ـ درس تفسیر آیتالله جوادی آملی امروز یكشنبه 12/7/1388 حال و هوایی دیگر
داشت. ایشان كه در این درس به آیه
6 سوره مباركه مریم (یرِثُنی و یرِثُ من آل یعقوب) رسیده بودند این آیه را یكی از
پاسخهای حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ به غاصبان فدك برشمردند و در ضمن آن، به شبههای
قدیمی كه بتازگی درباره از سوی برخی وهابیون افراطی مطرح شده است پاسخ گفتند. اخیراً «عثمان الخمیس» روحانی
بشدت افراطی وهابی، در برنامه خود در "شبكه ماهوارهای الصفا" به حدیث جعلی
«نحن معاشر الانبیاء لانورّث ، ما تركناه صدقة» استناد كرده و فدك را حق حضرت فاطمه
زهرا ـ علیها السلام ـ ندانست. وی در این برنامهها به زعم خود تلاش كرد تا با دلایل
متعدد ثابت كند كه منظور آیات قرآن از ارثی كه انبیاء باقی گذاشتند تنها "علم
و نبوت" است. در پاسخ به این اظهارات بیپایه،
مفسّر و متأله بزرگ معاصر، آیتالله عبدالله جوادی آملی با توضیح خطبه فدكیه حضرت زهرا
و نیز وداع امیرالمؤمنین علی ـ علیهما السلام ـ با ایشان، به ایراد پاسخ پرداختند كه
در ضمن آن بر مظلومیت آن حضرت اشك ریختند. در بیانات ایشان آمده است: نبوت ارثی نیست. «الله أعلم حیث
یجعل رسالته»[1]. رسالت، نبوّت، امامت، اینها به عصمت برمیگردد، اینها ارثی نیست.
این میراث كتاب ـ به معنای نبّوت ـ را ارث بردن نیست. كتاب را پیامبر به امت ارث میدهد.
مثل اینكه فرمود: «إنّی تاركٌ فیكم الثّقلین». از ارث به "تركه" و
"ماتَرَك" یاد میكنند. در تعبیرات دینی، به "تركه" یاد شده است.
ما هم تعبیر عرفیمان این است كه: تَرَكه میّت چیست؟ حضرت (ص) هم فرمود: «میراث من
قرآن و عترت است؛ "إنّی تاركٌ فیكم الثَقَلَین"، این تریكه، این إرث در بین
شما هست». به این معنا ، همه چیز برای همه امّت، چه ظالم، چه صالح، چه طالح ارث است. ...در مسأله
ارث [ارث گذاشتن انبیاء در آیاتی مثل "یرثنی و یرث من آل یعقوب" و
"ورث سلیمان داود"] اقوال متعدّدی است. گفتهاند: منظور از میراث، نبوّت است. منظور از میراث، علم و حكمت است منظور از میراث، مال است. این اقوال سهگانه در قالب كتابهای
تفسیری ـ مخصوصاً در جامع قُرطبی ـ آمده. بررسی اقوال سهگانه : اول : منظور ، نبوّت نیست؛ برای
اینكه نبوّت امر ارثی نیست؛ بر اساس آیهی «الله أعلمُ حیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه» ارثی
نیست. هیچكدام از انبیاء ، نبوّت را از نبی قبلی ارث نبردند. سلسله انبیاء ابراهیمی
ـ علیهم السلام ـ از وجود مبارك حضرت ابراهیم(ع) و انبیاء بعدی، اینها هر كدام بر
اساس "اعطاء الهی" به نبوت رسیدند، نه این كه ارث برده باشند. دوم : درباره علم و حكمت ـ كه
[فرمودهاند:] «العلماء ورثة الأنبیاء» ـ این سر جایش محفوظ است؛ كه اینها وارثان انبیاء
هستند. برای اینكه انبیاء معلم كتاب و حكمتاند و اینها هم علم و حكمت را از انبیاء
به ارث میبرند. این هم اختصاصی به هیچ پیغمبری ندارد. سوم : میماند مسأله مال. در
جریان مسأله مال كه قول سوم است اختصاصی به ما شیعهها ندارد، عدهای، هم از اهل سنت
و هم از قدما و از اصحاب ـ مثل «ابن عباس» و دیگران ـ این ارث را ارث مال دانستهاند.
ما باید ببینیم كه این ارث، ارث مال است یا غیر مال: روایتی را «مرحوم كلینی رضوان
الله علیه» در كافی نقل میكند كه: انبیاء درهم و دینار را به ارث نمیگذارند، اینها
علم را به ارث میگذارند. این روایت را كه مرحوم كلینی نقل كرد حق است. یعنی بنای انبیاء
بر این نیست كه اینها مال جمع بكنند؛ مال را به دیگری منتقل بكنند؛ اینها نیست. آنچه كه محور نزاع بین دو فرقه
است آن ذیلی است كه جعل شده ؛ [یعنی] "ما تَرَكناه صدقة". این "ما تَرَكناه
صدقة" را كه آنها نقل كردند سند ندارد و جعلی است و در جوامع روایی معتبر نیامده
و در كتاب شریف كافی هم نیست. آنها این را جعل كردند تا بگویند این "فدك"
و امثال فدك صدقه است؛ وقتی صدقه عمومی شد به بیتالمال میرسد؛ وقتی بیتالمال شد
به حاكم وقت منتقل میشود؛ و همین كار را هم كردند. ما برای اینكه ببینیم این روایت
درست هست یا نه، اولاً در سند این روایت: متن این روایت به همین جمله ختم میشود كه
مرحوم كافی در كلینی نقل كرده است كه «الانبیاء لا یوَرِّثون درهماً و لا دینارا».
این ها علم را ارث میگذارند. آن «ما تَرَكناه صدقة» در جوامع روایی معتبر نیست. این
یك. و ثانیاً در حجیت روایت: چه معارض
داشته باشد چه معارض نداشته باشد، اولاً و بالذّات باید بر كتاب خدا عرضه شود. این
دو طایفه روایات است كه هر دو را مرحوم كلینی نقل كرد، بزرگان دیگر هم در جوامع روایی
آوردهاند: ...خدا
غریق رحمت كند «علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه» را ؛ ایشان میفرمود: طبق همین
روایت معلوم میشود كه چیزهایی را به نام پیغمبر جعل كردهاند. برای اینكه این روایت
«ستكثر عَلَیّ القالَة» [2] یا صادر شده و یا صادر نشده. اگر صادر شده و پیغمبر(ص)
فرمود به نام من دروغ جعل میكنند معلوم میشود احادیث موضوع داریم. و اگر این روایت
صادر نشده باشد همین دلیل بر جعل است، برای اینكه همین را از پیغمبر(ص) نقل كردند.
لذا ایشان فرمود: این روایت چه صادر شده باشد چه صادر نشده باشد مضمونش حق است. یعنی
معلوم میشود كه به نام پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ احادیثی جعل میكنند. پس هر روایتی چه معارض داشته
باشد چه معارض نداشته باشد باید بر قرآن كریم عرضه شود. لذا اول ما باید خطوط كلی قرآن
را ارزیابی كنیم، بعد روایت را بر قرآن عرضه كنیم. ...مهمتر
از همه استدلال صدّیقه كبری ـ سلام الله علیها ـ در حضور همه مهاجر و انصار با اطّلاع
وجود مبارك امام زمانش یعنی علی بن ابیطالب ـ سلام الله علیه ـ است. حضرت باخبر بود
كه وجود مبارك صدیقه كبری (س) چگونه دارند احتجاج میكنند. یكی از كسانی كه این خطبه
را حفظ كرد و نقل كرد زینب كبری ـ سلام الله علیها ـ بود كه این خطبه را حفظ كرده بود
و برای دیگران نقل كرد. یكی از روات این خطبه زینب كبری ـ سلام الله علیها ـ است. الان شما ملاحظه بفرمایید این
خطبه نورانی حضرت (س) از چند بخش تشكیل میشود و از چند جهت حضرت استدلال میكنند...
بعد از حمد و ثنا و توحید الهی و وحی و نبوت و... به مسأله ارث میرسند كه خطاب به
مهاجر و انصار فرمود: «اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَ اُغْلَبُ عَلى اِرثی؟ یا بن أبیقحافه! أفی كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث
أبی»؟ تو قرآن آمده كه تو ارث میبری ولی من از پدرم ارث نمیبرم؟ «لقد جئت شیئاً فریا.
أفعلى عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم؟ اذ یقول: "و ورث سلیمان داود"؟
و قال فیما اقتصّ من خبر یحیی بن زكریا اذ قال: «فهب لى من لدنك ولیا، یرثنی و یرث
من آل یعقوب»؟ پس این آیاتی است مربوط به انبیاء كه ارث میبرند. و همچنین «و قال: "و اولوا
الارحام بعضهم اولى ببعض فی كتاب الله"[6] و قال: "یوصیكم الله فی اولادكم
للذكر مثل حظ الانثیین"[7] و قال: "ان ترك خیراً الوصیه للوالدین و الاقربین
بالمعروف حقاً على المتقین"[8] و زعمتم أن لا حظوة لى و لا أرثُ من أبى؟! و لا
رحم بیننا؟! أفخصّكم الله بآیة اخرج أبی منها»؟ یك آیهی خاصی داریم یا دلیل مخصوصی
داریم كه پدرم ارث نمیگذارد؟ بعد هم آن جمله جگر سوز را فرمود
كه مسأله در و پیكر زدن با [مصیبت و دردناك بودنِ] این جمله اصلاً قابل قیاس نیست
(تأثر و گریه استاد)
... فرمود: شما هیچ دلیلی ندارید
كه مرا از ارث، محروم كنید مگر اینكه بگویید معاذ الله ... نقل نكنم. [8[ خوب، بعد در جملههای بعدی خطبه
را ادامه میدهند تا آنجا كه به مردم خطاب كردند: «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ
بِمَرْأىً مِنّی وَ مَسْمَعٍ وَ مُنتَدىً وَ مَجمَع» همهتان حاضرید میبینید كه ارث
مرا دارند "هضم" میكنند. شما در خطبه 202 نهجالبلاغه
میبینید وجود مبارك حضرت امیر (ع) وقتی میخواستند حضرت زهرا(س) را دفن كنند رو كرد
به قبر مطهر پیغمبر (ص) و عرض كرد: «السلام علیك یا رسول الله عنی و عن ابنتك النازلة
فی جوارك و سریعة اللحاق بك، قلّ یا رسول الله عن صفیّتك صبری ...» تا به این جمله
كه: «و ستنبّئك ابنتك بتظافر امتك علی هضمها...» این هضم همان است كه در خطبه حضرت
زهرا آمده ؛ «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبی وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّی » همهتان میبینید
در روز روشن دارند ارث مرا میبرند؟ اینجا هم حضرت فرمود: «ستنبّئك ابنتك بتظافر امتك
علی هضمها ، فاحفها السؤال و استخبرها الحال...» ...بنابراین
این تفسیر كه منظور از ارث، ارث مال است میشود محكَّم. عمومات و اطلاقات هم حاكماند
و دلیل خاص هم تأیید میكند و تفسیری كه از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ شده است
تبیین میكند.
پینوشتها : 1.سوره انعام ـ آیه 124 . 2.یا «ستكثر بعدی القالة علیّ» یعنی: « پیامبر اكرم ـ صلى الله علیه
و سلم ـ فرمود: پس از من كسانی كه دروغ بر من میبندند فراوان خواهند شد». 3.سوره نساء ـ آیه 11 . 4.سوره نمل ـ آیه 16 . 5.سوره مریم ـ آیههای 5 و 6 . 6.سوره انفال ـ آیه 75. 7.سوره نساء ـ آیه 11 . 8.سوره بقره ـ آیه 180 . 9. آن جمله جگرسوز كه استاد نقل نكردند این است
كه: «أم تقولون: إنّ اهل ملّتین لا یتوارثان؟! اولست انا و ابى من اهل ملة واحدة؟»
یعنی «مگر اینكه بگویید من مسلمان و بر دین پدرم نیستم» معاذ الله.
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6 |
||||||||||||
