|
|
| 06 بهمن 1388,ساعت 18:15:11 | ||||||
|
طلحه و زبير با چه بهانه هايى با على(ع) جنگيدند؟ طلحه و زبير، شورشيان را بر ضد عثمان تحريك
كردند و هر يك ادعاى رهبرى داشتند و هواداران هر يك در پى بيعت با آن دو بودند كه
ناگهان اعلام شد كه اين دو، دستشان به خون عثمان آغشته است.طلحه و زبير، در صدد
رفع اين اتهام بر آمدند و همصدا با مردم، خواهان پذيرش بيعت توسط امام على (ع) شدند. امام على (ع) با اصرار تمام پذيرفت، ليكن
فرمود: من در امر حكومت، به روش پيامبر (ص) عمل خواهم نمود و بيت المال را به طور
مساوى تقسيم مىكنم.فردا همه حاضر شوند تا اموالى كه موجود است، بين مسلمانان
تقسيم گردد.ابن ابى الحديد مىنويسد: على (ع) فرداى آن روز به «عبيد الله بن ابى
رافع» دستور داد تا به هر نفر سه دينار بدهد.عبيد الله، از مهاجرين شروع كرد و سپس
انصار به هر نفر سه دينار داد.همه اين تقسيم را پذيرفتند، جز «طلحه»، «زبير»، «عبد
الله بن عمر»، «سعيد بن عاص» و «مروان بن حكم»؛عبيد الله، مخالفت اين چند نفر را
به حضرت گزارش داد. روزى مردم در مسجد بودند و اين چند نفر هم
در گوشهاى كنار يكديگر نشسته و با هم آهسته صحبت مىكردند. «وليد بن عقبه» نزد
امام (ع) آمد و گفت: تو در جنگ بدر، بستگان ما را كشتى، اما امروز ما با تو بيعت
مىكنيم.به اين شرط كه در تقسيم بيت المال، به همان مقدارى كه عثمان به ما مىپرداخت
پرداخت نمايى و قاتلان عثمان را به قتل برسانى كه اگر از تو بيمناك شويم، به شام و
معاويه ملحق مىشويم. حضرت در پاسخ به وليد، بيان داشت: اما مسأله
بدر، اين يك وظيفه الهى بود و من به وظيفه خود عمل كردم.اما مسأله تقسيم بيت
المال، اين در اختيار من نيست كه به يكى كم و به ديگرى زياد بدهم، بلكه آنچه خدا
فرموده است را انجام مىدهم.در مورد كشندگان عثمان هم اگر ملزم بودم كه آنان را
بكشم، همان وقت اين كار را مىكردم.و اگر شما از من بيم داريد، به شما تأمين مىدهم. وليد، جريان را به اطلاع رفيقانش رساند و
سپس با ناراحتى از هم جدا شدند.عمار ياسر به حضرت گزارش داد كه اين گروه، مردم را
پنهانى به نقض بيعت دعوت مىكنند.امام (ع) به مسجد رفت و براى آنان سخنرانى كرده و
تأكيد نمود كه من به روش پيامبر (ع) عمل مىكنم و سپس از منبر فرود آمد و دو ركعت
نماز خواند و «عمار ياسر» را با «عبد الرحمان» به سوى طلحه و زبير فرستاد كه نزد
امام بيايند.اين دو آمدند و حضرت به آنان فرمود: شما كه با اصرار بيعت كرديد و من
كراهت داشتم، پس اين زمزمهها چيست؟گفتند: ما در تقسيم بيت المال به طور مساوى و
برابر اعتراض داريم!حضرت فرمود: آيا براى خودم از بيت المال چيزى برداشتم؟گفتند : نه
فرمود: آيا حقى از مسلمانان بوده كه من جاهل به آن بوده و يا از گفتن آن ناتوان
ماندم؟گفتند: نه.فرمود: پس چرا مخالفت مىكنيد؟گفتند: به خاطر اينكه در تقسيم بيت
المال، بر خلاف عمر بن خطاب قدم بر مىدارى و ما را با ديگران مساوى قرار مىدهى.
(1) تقسيم عادلانه و مساوى بيت المال، اولين
بهانه آنان بود. سپس خونخواهى از عثمان را هم بهانه كردند. در حالى كه خودشان از
محركان اصلى شورش بر ضد عثمان بودند. پىنوشته: (1) ترجمه گوياى نهج البلاغه، ج 1، ص 408 و 411
ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 7، ص 35 تا .43
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6 |
||||||
