اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک
|
|
| 06 بهمن 1388,ساعت 19:03:06 | ||||||
|
حراستِ بیت المال از دیدگاه علوی مقدّمه روش زمامداری در اسلام و روابط حکومت با
جامعه، بر اساس مساوات و عدالت و احترام و رعایت حقوق همگان و توجّه به آحاد ملّت
و حذف تشریفاتِ بیهوده است. «حاکم» در اسلام، فردی است که مسئولیّتش از
افراد دیگر بیشتر و وظائفش از همگان خطیرتر است. حاکم مانند برادری مهربان و خادمی
دلسوز و امین، انجام وظیفه مینماید و حکومت را وسیله اشباع غرایز حیوانی، خودخواهی
و نخوت قرار نمیدهد. حاکم نمیتواند خود و کسانش را بر دیگران
برگزیند و برای خود و وابستگانش دستگاه و تجمّلات فراهم کند و به روش کسری و قیصر
عمل نماید، از مردم فاصله بگیرد و بیش از حقّ خود از «بیتالمال» بردارد. حکومت در اجتماع اسلامی، باید درخشانترین
مظهر «عدالت اسلامی» باشد و از استبداد و استثمار، به هر نحوه، منزّه باشد و در
تقسیم بیتالمال بین افراد ملت هیچگونه تبعیض روا ندارد.... حکومت امام علی علیهالسلام نشان دهنده تمام
این اصول و روشنترین تجلّی حکومت انسانی و معرّفِ حقیقی روح عدالت و مساوات اسلام
است. در این نوشتار مختصر، تنها به حفظ و حراست
از بیتالمال و بهرهگیری از آن در حکومت امام علی علیهالسلام میپردازیم. ستیز با ناهنجاری در فرهنگ امام علی علیهالسلام بهرهگیری از
بیتالمال و حفظ و حراست از آن بر اساس قانون، از اهمیّت ویژهای برخوردار است. یکی
از اموری که حضرت بر آن اصرار و پافشاری میورزید، جلوگیری از بخششهای ناروای بیتالمال
و تقسیم مساوی آن بین مسلمانان، اعم از عرب، عجم، مولی و عبد بود؛ چیزی که بسیاری
از اصحاب از آن رویگردان بوده، تاب و تحمل پذیرش آن را نداشتند. این عده به همین
جهت، یکی بعد از دیگری به آن حضرت اعتراض نموده و پس از مدّتی کنارهگیری، عَلَم
مخالفت و دشمنی برافراشتند. از زمان خلیفه دوم، بیتالمال بر اساس سوابق
و درجات اصحاب تقسیم میشد. در زمان عثمان نیز همین سیاست، با تساهل افزونتری
ادامه یافت؛ یعنی نه تنها طبق دیوان عمر، اموال بیت المال به طور نامساوی تقسیم میشد؛
بلکه حاتمبخشیهای بیحساب و کتابی از سوی خلیفه سوم صورت میگرفت. از این رو
ذائقه بسیاری از اصحاب به اخّاذیِ ناروا از بیتالمال عادت کرده، مسئله تساهل در
استفاده غیر عادلانه از بیتالمال رواج یافت. امام علی علیهالسلام پس از رسیدن به
خلافت، در همان روزهای نخست، فرمود: «اَلا و اِنَّ کلّ قطعة اقطعها عثمان من
مالِ اللّه مردودٌ علی بَیتِ المال المسلمین...1 و اللّه لو وجدتُهُ قد تزوّج به
النّساء و ملک به الاماءُ، لرددتُه فانّ فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور
علیه أضیق؛2 آگاه باشید هر قطعه زمینی را که عثمان از مال خدا به کسی هدیه داده،
به بیتالمال مسلمانان عودت داده خواهد شد... قسم به خدا! اگر با آن اموال، زنانی
کابین بسته و یا کنیزانی خریده باشند، آن را بازپس خواهم گرفت؛ زیرا «عدالت» مایه
گشایش و رفاه است و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمّل ظلم و ستم برایش گرانتر
خواهد بود.» علی علیهالسلام سپس برای تمام کارگزارانش این
بخشنامه را صادر فرمود: «لایسخروا المسلمین، من سألکُم غیر الفریضة
فقد اعتدی فلاتعطوه3؛ هر کس بیش از سهم تعیین شدهاش را طلبید، زیادهطلبی کرده
است. از پرداخت زیاده، خودداری کنید.» تقسیم مساوی بیتالمال، موجب نارضایتی و
اعتراض بسیاری از بیعت کنندگان و دوستان دور و نزدیک آن حضرت شد؛ به طوری که افرادی
چون: طلحه، زبیر و حتی نزدیکان آن حضرت چون: برادرش عقیل4 و خواهرش امّ هانی5 بدان
اعتراض کردند. یحیی بن عروة بن زبیر میگوید: وقتی نزد
پدرم سخن از علی علیهالسلام به میان میآمد، او از حضرت بد میگفت، ولی یک بار به
من گفت: «پسرم! قسم به خدا! مردم از علی جدا نشدند مگر به خاطر دنیا». اسامة بن زید، پیکی نزد حضرت فرستاد و گفت: «عطای مرا بفرست، شما میدانی که اگر در
دهان شیر بروی، با شما میآیم». امیرمؤمنان علیهالسلام در پاسخ نوشت: «انّ هذا المال لمن جاهد علیه، و لکن لی
مالاً بالمدینة فأصب منه ما شئت؛6 این مال برای کسی است که در جهاد شرکت کرده
باشد؛ اما من در مدینه مالی دارم، هرچه میخواهی از آن بگیر.» امام صادق علیهالسلام میفرماید: یکی از
دوستان امیرمؤمنان علیهالسلام از ایشان مالی درخواست نمود، حضرت فرمود: «یخرج عطائی فأُقاسِمُک هُو؛ (آنگاه که حقوق
من رسید، از آن به تو میدهم»؛ ولی آن شخص به آن مقدار قانع نشد و گفت: برایم کافی
نیست. به معاویه پیوست.7 قانونمداری در فرهنگ آن امام، بهرهگیری از بیتالمال
مسلمانان بر پایه قانون، از اهمیّت ویژهای برخوردار است. یکی از توصیههای مهم و
کاربردی علی علیهالسلام به کارگزارانش، بهرهگیری معقول و قانونی از بیتالمال
است. حضرت بارها کارگزارانش را از خطرها و آفتهای قانون شکنی در مورد بیتالمال،
برحذر داشته است. سیاست اقتصادی علی علیهالسلام در مورد بهرهگیری از بیتالمال، یکی
از اصولیترین سیاستهای اقتصادی است که برای کارگزاران همه دورهها کاربرد دارد. متأسّفانه یکی از اموری که جوامع امروزه را
رنج میدهد، استفاده و بهرهگیری غیر قانونی برخی از کارگزاران و نزدیکان آنها از
بیتالمال است. سرگذشت برخی از این دست کارگزاران، نشان میدهد که یکی از عوامل
مهمّ ناهنجاری آنان مربوط به بهرهگیری ناروا از اموال عمومی بوده است. برخی از
نزدیکان کارگزاران و اطرافیان آنها از قدرت، سوء استفاده کرده، آنگونه از بیتالمال
بهره میگیرند که گویا تمام بیتالمال، اموال شخصی آنان است. علی علیهالسلام در
مورد استفاده غیر قانونی عثمان بن عفّان و نزدیکان او از بیتالمال، میفرماید: «و قام معه بنو أبیه یَخْضَمُونَ مالَ اللّه
خِضْمَةَ الاِبلِ نِبتَةَ الرَّبیع8؛ هنگامی که عثمان به خلافت قیام کرد، خویشاوندانش
با او ایستادند و بیتالمال را مانند شترِ مهار بریدهای که گیاهان بهاری را بچرد،
خوردند و بر باد دادند.» بر اساس ضرورتِ رعایت قانون در بهرهگیری از
بیتالمال است که علی علیهالسلام به مالک اشتر توصیه میکند که خود و نزدیکان او
در استفاده از اموال عمومی، حریم قانون را حفظ کنند: «و ایّاکَ و الاِستئْثارَ بما النّاسُ فیه
أسوةٌ9؛ بپرهیز از اینکه چیزی را به خود مخصوص داری که بهره همه مردم در آن (بیتالمال)
یکسان است.» همچنین میفرماید: «والی، نزدیکان و خویشاوندانی دارد که خوی
برتری جویی دارند و گردن فرازی... ریشه ستم اینان را با بریدن اسباب آن درآور و به
هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به بخشش وامگذار...»10 ثروتهای بادآورده حضرت در اموال کارگزاران به شدّت دقّت میکرد؛
اگر کسی به طور غیر منتظره صاحب ثروت یا خانه و زمینی میشد، به سرعت منبع درآمد
او را جست و جو میکرد. اگر کارگزاری به ناحق از بیتالمال سهم افزونتری برای خود
میگرفت، با برخورد تند علی علیهالسلام مواجه میشد. از این رو، زیادهخواهان از
آن حضرت جدا شده، به معاویه میپیوستند. کما اینکه یزید بن حجیه ـ فرماندار «ری» و
دشتپی11، مصقلة بن هبیرة12 و نعمان بن عجلان13 پس از خیانت در بیتالمال، به سوی
معاویه گریختند. «شریح قاضی» در کوفه خانهای به هشتاد دینار
خرید14، حضرت سریع «قنبر» را دنبال او فرستاد و به شدّت وی را مورد بازخواست قرار
داد. شریح، خود ماجرا را چنین نقل میکند: وقتی نزد علی علیهالسلام رفتم، گفت: به من
خبر رسیده خانهای به هشتاد دینار خریدهای...؟ گفتم: بله ای امیرمؤمنان! ایشان فرمود: «ای شریح! از خدا بترس، همانا به زودی کسی
به سراغت میآید که به سند خانهات نمینگرد و به دلائل و توجیهات تو بر مالکیت این
خانه، نگاه نمیکند، تو را از خانهات بیرون آورده، به قبر تسلیم میکند، در حالی
که نه مالی همراه داری و نه خانهای! قدری درنگ کن! ببین این خانه را از غیر مالت
نخریده باشی و یا از مال غیرِ حلال نپرداخته باشی، که اگر چنین باشد، در دنیا و
آخرت خسارت کرده و زیان نمودهای.»15 امام علی علیهالسلام در نامهای به یکی از
نمایندگانش میفرماید: «... به من اطلاع دادهاند که تو زمین را
برهنه کردهای ـ و محصول درختان و زراعت را برای خویشتن جمع کردهای و چیزی به
مردم ندادهای ـ و همه اموال بیتالمال را هم برای خویش اندوختهای! بنابراین،
گزارش کار خود ـ و حسابِ دخل و خرجت ـ را برایم بفرست. و به یاد داشته باش که
حسابرسی خداوند در رستاخیز، از حسابرسی و بررسی مردم، دقیقتر است؛ زیرا ممکن است
در اینجا، کسی گزارشْ برخلاف واقع بنویسد، یا دروغی بگوید، اما در روز قیامت همه چیز
روشن است و پروندهها حقایق را نشان میدهند.»16 برخورد امام علی علیهالسلام با برادرش عقیل
ـ که سهم بیشتری از بیتالمال میخواست ـ حاکی از دقّت بسیار و اهتمام آن امام
همام در بهرهگیری از بیتالمال و رعایت قانون است. عقیل به خاطر سختی معیشت، خدمت
آن حضرت رسید و گفت: برادر! فرزندانم گرسنه هستند، زندگیام به
سختی میگذرد، مقداری سهم ما را از بیتالمال زیاد کن. حضرت که در بالاخانهای مُشْرِف به سرای
تجّار بود، فرمود: برادر! برخیز، مقداری از پولهایی که در این
تجارتخانه است، بیاور. عقیل پاسخ داد: آیا مرا به سرقت امر میکنی؟ حضرت فرمود: برادر! تو مرا به دزدی دعوت میکنی؟ این بیتالمال
مسلمانان است. من حق ندارم بیش از آنچه به دیگران میدهم، به تو بدهم. این است سیره حکومتی علی علیهالسلام و آن
هم مسئله خاموش کردن چراغش در نیمه شب و عدم استفاده از روغن چراغ بیتالمال برای
کار شخصی خود!17 علی علیهالسلام نهایت توجّه خود را در زمینه
حفظ و حراست از بیتالمال و بهرهگیری صحیح از آن به کار گرفته؛ تا آنجا که به
کارگزارانش دستور میدهد که حتّی در نوشتن نامهها از اسراف بپرهیزند. میفرماید: «أدقّوا اقلامکم و قاربوا بین سُطورکم و
احذِفوا عن فُضولِکم و اقصدوا قَصْدَ الْمَعانی و ایّاکم و الْاِکْثار فانّ اموال
المسلمین لاتحتمل الاضرار؛18 قلمها را نازک کنید، فاصله سطرها را کم، مطالب اضافی
را حذف کنید و به معانی توجّه داشته باشید. از پرنویسی، دوری شود، زیرا اموال
مسلمانان تحمّل ضرر ندارد.» نتیجهگیری از مطالبی که گذشت، درمییابیم که «سیره
حکومت علوی علیهالسلام » روشنترین تجلّی حکومت انسانی و مُعَرِّف حقیقی روح
عدالت و مساوات اسلامی است. بخششهای ناروای بیتالمال و تقسیم غیر
عادلانه آن در «حکومت علوی» مردود و مطرود است. سیاست علی علیهالسلام در مورد
بهرهگیری از بیتالمال و حفظ و حراست از اموال عمومی، فقط تئوری نیست که آن را
بنویسیم و در کناری بگذاریم؛ بلکه دستورالعملی است برای کشورداری که باید همه
کارگزاران آن را ملاکِ عمل خود قرار دهند؛ چرا که با رعایت این قبیل دستورالعملها،
افراد بیخانمان و نیازمند، سامان میگیرند و عدالت اجتماعی، تحقّق مییابد. در نحوه رفتار علی علیهالسلام با
کارگزارانش در مورد بیتالمال، دو نکته مهم قابل توجّه است: 1. نظارت دقیق زمامدار جامعه اسلامی ـ که
البته قبل از هر کس، خود زمامدار باید تعدّی و تخطّی نکند ـ بر اجرای صحیح قانون
در اموال عمومی توسّط کارگزارانش. 2. برخورد قاطع زمامدار با کارگزارانی که
قانونشکنی میکنند. شایان ذکر است که: کارگزاران و هر کسی که به
نحوی با بیتالمال سر و کار دارد و متصدّی آن است، باید توجّه و دقّت کامل داشته
باشد که استفاده غیر قانونی از بیتالمال، ظلم بزرگی است؛ به دلیل اینکه اموال
عمومی، مال همه یتیمان، پابرهنگان، فقیران، ضعیفان و قشر آسیبپذیر جامعه است که
در صورت «سوء استفاده»، حقّ همه آنها ضایع میشود و این، ستمی نابخشودنی است و از
لحاظ وجدانی، عقلی و نقلی، محکوم و مذموم است. پینوشتها: 1. نهج السّعادة فی مستدرک نهج البلاغه،
محمّدباقر محمودی، دارالتعاریف، بیروت، 1396ق، ج 1، ص 198. 2. نهج البلاغه، خطبه 15. 3. نهج السّعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج 4،
ص 31. 4. همان، ج 1، ص 224. 5. همان، ص 224 و 225. 6. شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، ج 4، ص
102. 7. نهج السّعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج 4،
ص 146 و 147. 8. نهج البلاغه، خطبه شقشقیه. در مورد سوء
استفاده عثمان از بیتالمال، ر. ک: مروج الذّهب، ج 2، ص 350؛ الغدیر، ج 8، ص 287 ـ
275 و شرح نهجالبلاغه، ابن میثم، ج 1، ص 167. 9. نهجالبلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، ص 34. 10. همان، ص 338؛ فرهنگ آفتاب، ج 8، ص 4444. 11. شرح نهجالبلاغه، ابن ابیالحدید، ج 4،
ص 83 و 85؛ قاموس الرّجال، محمّدتقی تستری، جامعه مدرّسین، قم، ج 9، ص 438. 12. قاموس الرّجال، تستری، نشر الکتاب،
تهران، ج 9، ص 7. 13. همان، ص 220. 14. هر «دینار» معادل ده درهم بوده و این
مبلغ در آن روزگار برای خرید خانههای گلی کوفه مبلغ گزافی به شمار میآمد. 15. نهج السّعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1،
ص 602؛ عبقریة الامام، ص 169 ـ 160. 16. نهج البلاغه، ترجمه فیضالاسلام، نامه 40،
ص 955. 17. نهج السّعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1،
ص 224. 18. بحارالانوار، ج 41، ص 105 و ج 104، ص منبع: ماهنامه کوثر، پاییز 1382، شماره 59 عسکری اسلام پور کریمی
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6 |
||||||
