| ابوبكر و عمر، اولين كساني كه به علي (ع) تبريك گفتند |
| 25 آذر 1387,ساعت 12:18:32 | ||||||
|
اولين كساني كه
با رسول الله و علي بيعت كردند، ابوبكر و عمر و طلحه و زبير بودند و سپس بقيه
مهاجرين و انصار بر حسب طبقات و مرتبه شان آمدند و با علي بيعت كردند تا آنكه نماز
ظهر و عصر را در يك وقت و مغرب و عشا را نيز در يك وقت به جاي آورديم، و پيوسته
بيعت و دست دادن بين سه نفر ادامه داشت.
ابوبكر و عمر، اولين كساني كه به علي (ع) تبريك گفتند
امام محمد بن جرير طبري در كتاب الولاية،
حديثي را از زيد بن ارقم نقل مي كند كه پيامبر (ص) فرمود: اي مردم، بگوييد: با تو،
با جان و دلمان عهد كرديم و پيماني را به زبان آورديم و بدستمان معامله اي كرديم و
اين عهد و پيمان را به فرزندانمان و خاندانمان مي رسانيم و شايسته نيست چيزي را
جايگزين آن نماييم و تو بر ما شاهد باش و خداوند بهترين شاهد است. تسليم علي شويد براي امارت مؤمنين و بگوييد
: الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدي لو لا أن هدانا الله . كه خدا هر
صدايي و هر نجواي دروني را مي شنود و هر كس پيمانشكني كند، تنها به زيان خود پيمان
مي شكند و هر كس بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودي خدا پاداشي بزرگ
به او مي بخشد (فمن نكث فإنّما ينكث علي نفسه و من أوفي بما عاهد الله فسيؤتيه
أجراً عظيما). بگوييد آنچه را كه باعث رضايت خدا از شما مي شود كه اگر كفر بورزيد،
خدا از شما بي نياز است. ( إن تكفروا فإنّ الله غنيّ عنكم). زيد بن ارقم گفت: در اين هنگام مردم گفتند:
آري شنيديم و امر خدا و رسول را با جان و دلمان اطاعت مي كنيم و اولين كسي كه با
پيامبر(ص) و علي(ع) دست داد: ابوبكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و بقيه مهاجرين و
انصار و ديگر مردم بودند، تا آنكه همه نماز ظهر را در يك وقت به جا آوردند و مردم
براي بيعت با علي مي آمدند تا آنكه موقع نماز مغرب و عشاء شد و «هر دو را در يك
وقت به جاي آوردند» و باز سه نفره بيعت و مصافحه نمودند. احمد بن محمد طبري، مشهور به خليلي، در كتاب
مناقب علي بن ابيطالب (تأليف سال 411 در قاهره) از طريق شيخ خود، محمد بن ابي بكر
بن عبد الرحمن روايت مي كند: مردم براي بيعت با او پيش آمدند و گفتند: شنيديم و با
قلبهايمان و جانهايمان و زبانهايمان و همه جوارحمان از امر خدا و رسول اطاعت مي
كنيم، سپس به سوي رسول خدا و علي روي آوردند و دست بيعت دادند و اولين كساني كه
با رسول الله و علي بيعت كردند، ابوبكر و عمر و طلحه و زبير بودند و سپس بقيه
مهاجرين و انصار بر حسب طبقات و مرتبه شان آمدند و با علي بيعت كردند تا آنكه نماز
ظهر و عصر را در يك وقت و مغرب و عشا را نيز در يك وقت به جاي آورديم، و پيوسته
بيعت و دست دادن بين سه نفر ادامه داشت. رسول الله هر زمان كه يك گروه بيعت مي كرد و
گروه ديگر مي آمد، مي گفت: سپاس خداي را كه ما را بر همه عالميان برتري بخشيد. در كتاب النشر و الطيّ آمده: مردم گفتند:
آري شنيديم و از امر خدا و رسول او اطاعت مي كنيم و به او با قلبهايمان ايمان
آورديم و با رسول خدا و علي(ع) دست مي دادند تا آنكه نماز ظهر و عصر را در يك وقت
به جا آورديم و بقيه آن روز نيز بدين گونه ادامه يافت تا آنكه نماز مغرب و عشا را
هم در يك وقت به جا آورديم و رسول الله هر زمان كه گروهي مي آمد، مي گفت: سپاس
خداي را كه ما را بر همه عالميان برتري بخشيد. مولوي ولي الله كهنوي در مرآة المؤمنين در
ذكر حديث غدير مي گويد: پس بعد از آن عمر با او (علي) روبرو شد و گفت: تبريك مي
گويم، تو مولاي من و جميع مؤمنين و مؤمنات شدي... إلي آخر، و هر صحابي كه با او
ملاقات مي كرد به امير المؤمنين تبريك مي گفت. ابن خاوند شاه مورخ، متوفي سال 903 ، در
روضة الصفا، جلد دوم، در ذكر حديث غدير مي گويد: سپس رسول الله در خيمه خاصّ خود
نشست و به اميرالمؤمنين علي (ع) امر كرد در خيمه اي ديگر بنشيند و به طبقات مختلف مردم نيز امر كردند بروند و
به علي(ع) تبريك بگويند و آنگاه كه مردم تبريك گفتند، رسول الله به امّهات
المومنين امر كرد كه آنها هم نزد او بروند و به او تبريك بگويند. از جمله كساني كه
تبريك گفتند، عمر بن الخطاب بود كه گفت: مبارك باد بر تو يابن ابيطالب، تو مولاي
من و جميع مؤمنين و مؤمنات شدي. غياث الدين مورّخ متوفي 942، در حبيب السير،
جلد سوّم، چنين آورده است كه: سپس اميرالمؤمنين به امر رسول الله (ص) در خيمه
مخصوصي نشست و مردم او را ملاقات مي كردند و به او تبريك مي گفتند از جمله آنان
عمر بن خطاب بود كه به او گفت: به به يابن ابيطالب، تو مولاي من و هر مرد و زن
مؤمن شدي. سپس رسول الله به امّهات المؤمنين امر كرد كه وارد خيمه امير المؤمنين
شوند و به او تبريك بگويند. راويان حديث و تفسير و تاريخ، از رجال اهل
سنت، اسامي افراد بسياري از ثقات را كه حديث غدير را نقل كرده اند، در كتابهاي
خود آورده اند، مانند ابن عبْاس، ابوهريره، براء بن عازب و زيد بن ارقم، از جمله
اين راويان: 1- حافظ بن ابو بكر ، عبد الله بن محمد بن
ابي شيبه، متوفي 235 ، كه در كتاب خود از براء بن عازب چنين نقل مي كند: در سفري
همراه با رسول الله (ص) بوديم كه در غدير خم اقامت كرديم، پس براي نماز جماعت
ندا داده شد و در زير درختي خيمه اي برپا شد و نماز ظهر را به جا آورديم، سپس
رسول الله (ص) دست علي را گرفت و گفت: آيا نمي دانيد كه من از هر مؤمني بر خودش
اولي هستم؟ گفتند: آري، پس دست علي را گرفت و گفت: مَن كُنتُ مَولاه فَعَليّ مَولاه
اللّهمّ والِ مَن والاه وَ عادِ مَن عاداه (هر كس كه من مولاي اويم، پس علي مولاي
اوست، خدايا با دوستان او دوست باش و دشمنان او را دشمن بدار) بعد عمر پيش آمد و
به علي گفت: تبريك مي گويم يا بن ابيطالب، تو مولاي من و هر مرد و زن مؤمن شدي. 2- امام حنبليان احمد بن حنبل متوفي 241 در مسند خود ج4ص281 همين روايت را از براء
بن عازب نقل كرده است. 3- حافظ بن عقدة الكوفي متوفي 333 در كتاب
خود الولاية به نقل از سعيد بن مسيب چنين نقل مي كند كه گفت: به سعد بن ابي وقاص
گفتم: مي خواهم درباره مسأله اي از تو بپرسم، ولي از تو مي ترسم، گفت: هر چه مي
خواهي بپرس، من عموي تو هستم. گفتم: رسول الله (ص) در روز غدير خم به شما چه گفت؟
گفت: بله، دست علي بن ابيطالب را گرفت و گفت مَن كُنتُ مَولاه فَعَليّ مَولاه
اللّهمّ والِ مَن والاه وَ عادِ مَن عاداه، سپس ابوبكر و عمر آمدند و گفتند يابن
ابيطالب تو مولاي هر مرد و زن مؤمن شدي. و روايات اهل سنّت در اثبات غدير خم بيش از
آن است كه در اين مجال بگنجد... منبع: شبكه الانصار ترجمه: سلام شيعه
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6 |
||||||